حسن حسن زاده آملى

90

مجموعه مقالات (فارسى)

و آنگاه چنان به حال مردم چشيده و رسيده ، غبطه مىخوريد كه ما كيستيم و چه شديم و به كجا رسيده‌ايم ؟ انسان به علم و عمل صالح ، زنده مىشود ، چون بين غذا و مغتذى بايد سنخيت باشد ، غذاى بدن مادّى و از جنس او است ، غذاى روح ، معنوى و از سنخ او است . اگر بدن گرسنه باشد ، با تحصيل مطالب بلند و ارزشمند علمى سير نمىشود ، بدن نان و آب مىخواهد ، او غذا از جنس خودش تقاضا مىكند . و به سير شدن بدن ، جان سير نمىگردد . جان ، علوم و معارف طلب مىكند ، او لقاء اللّه مىخواهد ، او مىگويد : گر مخيّر بكنندم بقيامت كه چه خواهى * دوست ما را و همه جنّت و فردوس شما را غذاى هر يك از جان و تن مسانخ مجانس با خود او است ، گوش دهان جان است غذاى جان را در ابتداى امر بايد از راه گوش كه دهان اوست به او داد و پس از آن كه نيرو گرفت ، دهنهاى ديگرى برايش باز مىشود . دو دهان داريم گويا همچو نى * يك دهان پنهانست در لبهاى وى اگر در تحت تعليم و تربيت ، افرادى كه واديها طى كرده‌اند و منازل پيموده‌اند و گردنه‌ها را پشت سر گذاشته‌اند ، قرار بگيريم يعنى نهال وجود خودمان را بدست باغبانهاى شايسته بدهيم ، آنگاه خواهيم ديد كه از كمون اين شجره طيبهء آلهيه چه ثمراتى به عرصهء ظهور و بروز مىرسد : قدر خود بشناس و مشمر سرسرى * خويش را كز هرچه گويم برترى آن كه دست قدرتش خاكت سرشت * حرف حكمت بر دل پاكت نوشت تعليم و تأديب بايد در متن اجتماع و اطوار و شئون حقيقت ما قرار بگيرد ، نه در حاشيه زندگى ما . اگر آن توفيق را يافتيم و ان شاء اللّه مىيابيم ، كه قرآن در متن اجتماع و حقيقت ما پياده بشود ، نه در حاشيهء زندگى ما ، مثلا فقط در طاقچهء خانه و در جيب ما نباشد ، آنگاه صاحب مدينهء فاضلهء خواهيم شد ، و به كمال انسانى خود نائل خواهيم آمد .